ღ خاطرات صورتی ღ
...(رنگین کمون سابق )...
ღ خاطرات صورتی ღ
خانه | آرشيو | ايميل

پریسا

درباره :به نام خدا/ رنگین کمون نصیب کسانی میشود که تا آخرین قطره زیر باران می ایستند. سلام دوستای گلم. من پریسا هستم. به وبلاگ من خوش اومدید امیدوارم که لحظات خوبی رو سپری کنید . سلامـ.ღ.. این وبلاگـ در سال 85 تاسیسـ شد. من اینجا خاطره هام رو مینویسمـღ
پروفایل مدیر :پریسا

امکانات و ابزارها

آمار سایت



ryowdm6cb068hrjccbp.gif 92ttmtoej4j7gshvmlo.gif ykbde57ebpmxhqp25upt.gif 2tdqotgiugitsxqb1s91.gif

دریافتـــ کد های بارشــی واسـه وبــتون

Digital Clock - Status Bar

یــه عالــمه کـد های خوشــمل

نوشته هاي پيشين

لينکدوني
موضوعات وبلاگ
- تولدم(۱)
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
هروقت وقت شد

سلام!

هر وقت وقت کردم میام اینجا رو تمیز میکنم..

خیلی کثیف شده!

سرعت اینترنت هم کمه و فعلا اینترنتمون وصل نیست ...

یه عالمه هم نظرای تایید نشده هست که بعضیا ر ومیشناسم و بیشترش رو هم

نه... !

 


[ تگ ها : ]
+
از روزی که تو بودی....

بنام خدای تو

اینجا همه چیز بوی تو را میدهد...

ازروزهایی که تو بودی و من مینوشتم که میخواهم به خانه ات بیایم...

ازروزهایی که توبودی ...

ازروزهای سر زمستانی که درزیر زمین کرسی میگذاشتی و من وفریده و مامان

به خانه ات می آمدیم وزیرش میرفتیم...

ازروزهای گرم تابستانی که باترشی های اناری که خودت درست کرده بودی کاهو

میخوردیم و تو وسط کاهو را بازمیکردی و لایش ترشی میگذاشتی ...

و مثل ساندویچ میخوردی از آن روز من و فریده هم همین کاررا میکردیم...

ازروزی که تو از مشهد آمدی وبرای علیرضا خرگوش خریده بودی چون علیرضا خرگوش

واقعی دوست داشت....

از روزهایی که عید به خانه ات می آمدیم ... آقاجان یادش میرفت که به ما عیدی بدهد

ولی تو یادش میانداختی... حالا دیگر که یاد آقاجان بیندازد...؟!

از روزهایی که پایت درد میکرد و وقتی برای خوردن چای به خانه ما می آمدی و

نمیوانستی جلوی سفره بیایی و مامان برایت جدا یک سفره ی کوچک می انداخت...

از روزهایی که با هم به بازار میرفتیم جمعه ها من .. تو.. و مامان و تو پایت درد میکرد

نمیتوانستی پلاستیکها را بگیری و ناراحت بودی که ما چه قدر پلاستیک دستمان است

از روزهایی که تو مختار را میدیدی و من خیلی نه... اما یک روز دیده بودم و بعد از آن

که به خانه ات آمدیم از من پرسیدی :پریسا... مختار دیدی و من گفتم : اره..

از روزهای ماه رمضانی که تو سقوط یک فرشت هرا میدیدی و وقتی شبها خونه ی

ما بودی از یکرب قبل هی از من میپرسیدی گذاشت..؟

از روزهایی که تو کنار پایت عارف را میگذاشتی تا علیرضا اذیتش نکند .. .

و برایش شعر میخواندی..

ولی آنموقع عارف یک یا دوماهه بود.. نمیخندید..ولی حالا 6 ماهش است..

پس بیا... بیا...وبرایش شعر بخوان...

زیرا اینجا همه چیز باتوست.. نه همه چیز بی تو...


[ تگ ها : ]
+
امروز در مدرسهـ

به نام خدا

سلااااام..

من اومدمـ..

خوبـ چه خبرر ؟

خوبـ میخوام از امروز بنویسمـ که تو مدرسهـ چیکار کردیم ؟

امروز زنگـــ اول ورزش داشتیمـ/

رفتیم توی حیاطـ و اولش نرمش کردیمـ

بعد هم دیگهـ هرکیـ هرکار میخواستـ میکرد ( اره دیگهـ معلم ورزش ما اینطوریه)

ما والیبال و وسطیـ بازی کردیم .

زنگـــ تفریح که خورد رفتیم تو کلاس زبان فارسیـ داشتیم..

من دفترم رو یادمـ رفتهـ بود بیارم ( خودازماییها رو باید تو دفتر مینوشتیمـ)زنگـ کهـ

خورد دفتر ریاضیـ دوستم رو گرفتمـ چن 2 صفحه بیشتر توش ننوشته بود سریع با خط

تند تند نوشتمـ ( نمیدونید چه قدر زشت شد )

خانوم هم که اومد درس دادو بعد درس هم گفت که خود ازماییها رو تو دفتر بنویسین

هرکیـ تا اخر زنگـــــــ تموم کرد 2 نمره میگیره من دوبارهـ تو دفتر ریاضی دوستمـ

نوشتم و بردم نشون دادم و 2 نمره رو گرفتمــ..

زنگـ آخرم بیکار بودیم.!!!

اینجا هرسال به مناسبتـ ولادتـ حضرت معصومه و امام رضا نمایشگاه میزنن

شنبهـ از طرفـ مدرسه میریم...


[ تگ ها : ]
+
این 3 روز

 

بنام خدا

سلاااام...

من اومدم .. خوشحال شدید نه ؟؟ (میدونستمـ)

خوبـ اول از هر چیز بازشدن مدرسهـ ها رو تبریکـ میگم..

امیدوارمـ بهتون خوش بگذرهـ..

سهـ روز از باز شدن مدرسه ها میگذره و من اومدم که خاطرات این سه روز رو بگم !

روز اول ما بعد از ظهری بودم.. اینم بگم که من امسال رفتمـ اول دبیرستان !

البتهـ فکر کنم همه بدونین دیگهـــ

رفتم دم در مدرسهـ که رسیدم یکی  از دوستامودیدم سلامـ کردیم و اینا (آخهـ

 من همون مدرسه ای که راهنمایی میرفتم میرم ..شیفت دبیرستان مدرسمون

 هم دبیرستان دارهـ هم راهنمایی) و بیشتر دوستام بیان همینـ مدرسهـ..

و خوبهـ که امسال هم با دوستام هستم.رفتیم توی مدرسه با هم و بقیه دوستامو

دیدم...بعدش رفتیم توی نماز خونهـ مدرسه و مدیر اومد برامون صحبت کرد ...

وبعد گفت که کیا برن کلاس اول بـ و کیا برن اول الفـ !

من و دوستام البتهـ به جز 2 نفرشون کلاس اول بـ هستیم.

رفتیم تو کلاس و بعد چن دقیقهـ معلم (شیمی ) اومد و سریع درس داد .. بلهـ

زنگـ بعدی هم معلم (مطالعاتـ اجتماعی ) اومد ایشونم درس دادن ..

زنگـ بعدی که زنگـ سوم بود بیکاری داشتیم و نشستیمـ حرفــــ زدیم.:)

ساعت یکربـ به 6 هم زنگمون خورد و اومدیم خونهـ

روز بعدش زنگـ اول ادبیات داشتیم که درس داد وشعر معنی کرد، و دو زنگـ آخر هم معلم

عربی و دینی نیومدن و ما بیکار بودیمــــ !! هه هه

امروز هم که سومین روزهـ رفتیم مدرسهـ زنگ اول دینی داشتیم که بعد از اینکهـ

صحبت کرد درس داد زنگ بعدی زیست بود که اونم درس داد از معلم زیست خوشم

اومد ! زنگـ بعدی هم که زبان داشتیم معلم نیومد سر کلاس و ما بیکار  بودیم..

سه روزه داریم میریم مدرسه 4 سات بیکار بودیم.Shukhi.Com

دختر داییم اول دبیرستانه همسن منه میره یه مدرسهـ دیگهـ 5 شنبه ها تعطیله!

ولی روزای زوج باید تا ساعت 2 مدرسهـ بمونهـ...

فردا ما درس فیزیک ریاضی مطالعات و شیمی داریم.

باید شیمی و مطالعات بخونیم که من نخوندم(هه ) فرداظهری ام میخونم. (اهه

فکر کردی من تنبلم.. نه خیر.!!)

من دیگه برم.

________________________________________________________________

مهم نوشتم : ببخشید که بهتون سر نزدم ولی نظراتتون همه رو خوندم..

مهم نوشت 2:ناراحت نشین اگهـ سر نزدم خودتون کهـ میدونین مدرسه ها شروع

شدهـ کم میام..

مهم نوشت  3:اگهـ وقت کردم بعضیا رو برای آپم خبر میکنم ..بازمـ ببخشید.

مهم نوشت 4: همین دیگهـ

___________________________________________________

بعدا نوشتم: من فقط پنج شنبه ها اگهـ‌بتونم بهـ ‌وبم سرمیزنم و نظراتتون رو میخونم

و اگهـ خواستم آپـــ میکنم .. از این بهـ بعد نمیتونم کسی رو برای آپهامـ خبر کنم.


[ تگ ها : ]
+
دیگهـ کمتر میام..!

بنامـ خدا

سلام.

دیگهـ تا مدرسه ها خیلی نموندهـ..

منم کهـ توی تابستون خیلی زیاد و هرروز اومدم اینترنت.. برا همین دیگهـ

میخوام کمتر بیام تا موقع مدرسه ها هم بتونم کمتر بیام..

امروز میرم لوازم التحریر مدرسهـ رو بگیرم..

راستی نمیتونم به بیشترتون سر بزنم برای همینـ اگه بهـ من نظر دادین و من

نیومدم لطفا ناراحتـ نشید...

برای آپ هام هم نمیتونمـ کسیـ رو خبر کنم... پس خودتون هرچند وقت یکبار

به وبمـ بیاید.. ممنون.. !!

فعلا :)

________________________________________________________________

بعدا نوشتم1 :تقریبا یه هفته دیگهـ مدرسه ها شروعـ میشهـ...به همین زودی !

بعدا نوشتم2 :مدرسهـ که شروع بشهـ فقطـ 5شنبهـ ها و جمعه ها به وبمـ

سر میزنم تو همون روز نظراتتونـ رو میخونمـ و آپـ میکنمـ روزای دیگهـ نمیامـ!


[ تگ ها : ]
+
کتابها همـ اومد!!!

به نام خدا

سلام،خوبین؟

کتابـ های مدرسهـ هم اومد...Shukhi.Com

دیگهـ کم کم میخوام وسایل ها و چیزاییـ کهـ برای مدرسه میخوام رو بخرمـ !

من کهـ این کار رو خیلی دوست دارم.. شما چه طور ؟؟

وقتیـ وسایلهامو گرفتمـ عکسهاشون ر وتوی آپـ بعدی میذارمـ..

ببخشید که آپم اینقدر کوچولو شد.. دیگه نمیدونم چی بنویسم...

فعــلا...


[ تگ ها : ]
+
سلام

بنام خدا

سلام

همیشهـ توی ماه رمضون سحر رو بیشتر از افطار دوست دارم ...

خیلی قشنگهـ...

صبح ها برای سحر بلند بشی و سحری بخوری و دعای سحر بخونی و....

من همیشه تا ساعت 4 بیدارم و بعد از سحری مسواک میزنم و دعای سحر

میخونم!

اون برنامه ای که برای سحر اولی ها میذاره رو میبینم برای بچه هاست ...

بعد از سحر که ساعت 5 هست من تا ساعت 7 بیدارم!

یعنی دیگهـ هوا روشن شدهـ و من همچنانـ بیدارم وبه درودیوار نگاهـ میکنمـ!!!

توی  این سه شب قدر هم خدا رو شکر من تونستم هر سه شب دعای

 جوشن کبیر رو بخونم ...

یه شب تو خونه یه شبـ رفتیم مسجد ویه شبـ هم رفتیم حرم ...

ماه رمضون دیگه کم کم دارهـ تمومـ میشه ...

امیدوارم بعداز این ماه یه جوره دیگهـ ای باشیمـ...

دلم خیلیـ برایـ مدرسهـ ها تنگـ شده ... فکر کنمـ همهـ همینطوریـ باشن...

خوش حالیـ من بخاطر اینه که راهنماییـ تموم شد و میرمـ دبیرستانـ

تابستون هم با بازو بستهـ کردن چشمای منو شما تمومـ میشهـ!

فعلا

مهم نوشت: اسمـ وبمـ تغییر کرد لطفا کسایی که منو با اسم (رنگین کمون) لینک

کردن درست کنن!

__________________________________________________

بعدا نوشتم 1 :ماه رمضون امسال هم تمومـ دلم برای ماه رمضون تنگـ میشه

امروز آخرینـ روزهـ...کسیـ باورشـ میشهـ که ماه رمضونـ  به این زودی تموم شد..

بعدا نوشتم2 : امیدوازم از ماه رمضونـ به خوبی استفادهـ کردهـ باشیمـ...

بعدا نوشتم3:امسال یکیـ از بهترینـ ماه رمضونای من بود چون هرسالـ چندتا روزه

نگرفتهـ داشتمـ ولی امسال خوشحالمـ چون همه ی روزه هامو کاملـ گرفتمـ

بعدا نوشتم4:عیدوتون مبارکـ !

بعدا نوشتم 5:با اینکه هفته ی اوله شهریورهـ ولی دوروزهـ که هوا خیلیـ سردهـ

و هوا مثله زمستونهـ ، پس من میتونم خوشحال نباشم؟؟!


[ تگ ها : ]
+
شبهای عبادتـ

« بسم الله الرحمن الرحیم

اناانزلناه فی لیله القدر

 و ماادریک ما لیله القدر

 لیله القدر خیر من الف شهر

 تنزل الملائکه والروح، فیها باذن ربهم من کل امر

سلام هی حتی مطلع الفجر »

 ×××××××

« ما «آن» را فرود آوردیم درشب قدر

 و چه میدانی که شب قدر چیست؟

 شب قدر از هزار ماه برتر است

فرشتگان و آن روح دراین شب فرود می‌آیند

به اذن خداوندشان از هر سو

 سلام بر این شب تا آنگاه که چشمه خورشید ناگهان می‌شکافد! »

 

_________________________________________________________________

سلام دوستای عزیزم...

توی این شب های عبادتــ برای من هم دعا کنید...

امیدوارم توی این شبها گناهامون بخشیده بشه و دیگه هیچ وقت گناه نکنیم...

التماس دعا...


[ تگ ها : ]
+
کتابخونهـ

به نام خدا

سلام..

من توی این سایت عضو شدم :

http://icnl.nlai.ir/

سایت خوبیه..

یه عالمه کتاب داره که میشه خوندش..

اگه به مطالعه علاقه دارید میتونید عضو بشید ...


[ تگ ها : ]
+
اندر احوالاتـ ما

 

http://up.patoghu.com/images/8z6hj0t3oj9upkp44zx.gifبنام خدا

سلامـ..

خوبین؟

منم خوبم.. چـهـ خبر؟؟

سه شنبه آخرینـ جلسه ای بود که رفتم کلاس خیاطی

و الان تقریبا همه چی بلدم بدوزم ..Shukhi.Com

نه بابا همه چی که نه !!!مقدماتی بود دیگه بیشتر دامن و... یاد گرفتیم.

البته من در طول کلاس  چیز زیادی ندوختم یه دامن و چند تا هم دامن

 کوچیک..بقیشو گذاشتم وقتی که کلاسم تموم شد و وقت داشتم بدوزم .

دیروز مانتو شلوار مدرسمو گرفتم.رنگش سرمه ای !!!

ماه رمضون خیلیـ خوش میگذره نه ؟؟ من که همش میخوابمـ..

امروز ساعت 5 بعداز ظهر بیدار شدم!بعضی روزا هم 6 بیدار میشمـ...

بعدش هم منتظرم تا افطار بشه و بعد افطار هم سریالها رو میبینیم..

همه رو نمیبینمااااااااا فقط سریال شبکه 3 (پنج کیلومترتا.. )وشبکه یک (سقوط..)

که اینها هم خیلی جالبــ نیستنـ..

من برم دیگهـ... اگه کاری ندارین ..

اگه کاری دارین بگین درخدمتمهاااااا تعارف نکنین یه وقت !

فعلاااااااااShukhi.Com


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!