رنگین کمون
من
به نام خدا سلام. این هفته کلا همشو امتحان داریم تا 25 اردیبهشت امتحانای مستمر از همه ی درس هاست . بعدشم که دوره ی درسها شرووع میشه. و بعدشم خرداد و امتحانا... برای همین دیگه میخوام این دوماه بیشتر به درسم برسم و نمیام. پس تا تابستون ... پ ن : چون وقت سر زدن به وبلاگ هاتون رو نداشتم به همه ی نظراتون جواب دادم.! به نام خدا اولین باری که توی کلاه قرمزی دیدمش راننده ماشین بود که توی ماشین خوابیده بود. وقتی اومد با آقای مجری حرف بزنه خیلی عصبانی بود ولی میخندید. وقتی عصبانی بود انگار داشت میخندید،اونوقت میگفت من خیلی الان عصبانی و ناراحتم. آقای مجری فکر کرد اسمش همسایه است. ولی خودش گفت من اسمم هم و فامیلیم ساده است،اونوقت برای اسمش کلی خاطره تعریف کرد .حالا من از اقای همساده بیشتر از عروسک های دیگه (به جز کلاه قرمزی و پسرخاله)خوشم میاد.عید که تموم شه دیگه نمی بینمش تا عید سال دیگه ! (نتونستم یه عکس خوب و با کیفیت از پیدا کنم!) به نام خدا کوچولوها همشون دوست داشتنی اند. همه دوسشون دارن چون دیگران رو هیچ اذیتی نکردند . مخصوصا اینکه کوچولو از نوع چاقالو باشه !کوچولویی که نزدیک 7 ماه هست به فامیل ما اضافه شده و شده پسر دایی من از کوچولوهای چاقه ! کوچولویی که لپهای زیادی داره و به نظر میرسه که خودش لپهاش رو دوست داره ،و خودشم راضیه که روز به روز داره تپلو تر میشه. هیچ دلیلی برای ناراحتیش وجود نداره جز اینکه خوابش بیاد یا گشنش باشه ،از همه اتفاقات وحوادثی که شبانه روز برای انسانها میفته آزاده و اصلا اونها رو نمی فهمه که نسبت به اون واکنشی نشون بده،اون فقط میدونه که باید شیر بخوره! وقتی یک اتفاق خیلی خیلی بد برای ما افتاده بود اون تنها کسی بودکه میخندید، حالا این کوچولو تنهاکسی که من از ته ته قلبم و واقعی دوسش دارم .کسی که هر چه قدر هم گریه وغرغرکنه از صداش خسته نمیشم! به نام خدا سلام . عیدتون مبارک . سفره هفت سین رو خیلی دوست دارم. تمام این روزی که توخونه روی میز چیده شدند دوستشون دارم . واقعا دوست داشتنی اند !خیلی مهربونن قبل از تحویل سال تا صبح بیدار بودم . یعنی از همون موقع که برنامه تلویزیون شروع شد یعنی ساعت یکرب به 8 نشستم جلو تلویزیون و تا صبح دیدم . خیلی خوب بود ! امسال 3 تا ماهی خریدم یکیشون که بزرگتره کاملا سفیده اون دوتا هم قرمز و سفید و قرمز وسیاه اند سفره هفت سینمون خیلی خوشگل شد دوست داشتم عکسشو میذاشتم ولی دیشب نتونستم عکسشو توی کامپیوتر بریزم ،شاید اگه تونستم بذارم. خیلی خوشگل شده من که خیلی خوشم اومد . دیشب با ابجیم چیدیم. امسال خیلی خوبه هیچ تکلیفی بهمون ندادن فقط عربی گفت که باید از سه تا درس سوال در بیاریم . فعلا پ ن:امروز یه ماهی از ماهی های جهان کم شد، یه ماهی کوچولو ،یه ماهی قرمز وسفید،دوست دارم ماهی جونم! پ ن2: من قصه های مجید رو هیچ وقت از اول تا آخر ندیدم،,ولی توی همین چند قسمتها بی بی رو خیلی دوست داشتم. مثل مادر بزرگهایی بود که توی قصه ها و کتاب داستان ها هستند ،بی بی خیلی شبیه اونا بود،ولی الان دیگه نیست! به نام خدا امروز مدرسه نرفتم ....فرداهم نمیرم..درواقع تعطیلم تا14فروردین.! البته امروز تعطیل نبودیم ولی من خودم نرفت .خوب 4شنبه سوری بود ومنم بعدازظهری بودم.بعدشم ساعت4تعطیل میشدیم.منم تصمیم گرفتم که نرم.زیست ودینی و ورزش داشتیم.که هردوتاشون درس دادن.فرداهم تعطیل نیستیم ولی من نمیرم از 5شنبه هم تعطیلمون کردن چون مدرسه ما اسکانه دیگه مسافرا میان ! این اخرین آپ من توسال 90 هست،سال 90 که اصلا سال خوبی نبود امیدوارم 91 خوب باشه ! بوی عیدی ! بوی توپ! بوی کاغذ رنگی!بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو! بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ ! با اینا زمستونو سر میکنم! با اینا خستگیمو در میکنم! به نام خدا سلام دیگه میتونم بیشتر بیام و بهتون سر بزنم. ولی دیگه خیلی حوصله نوشتن و وبلاگ رو ندارم.... حالا شاید تا چند روز یه چند ماهه دیگه حوصله پیدا کنم. ولی سعی میکنم دیگه بهتون سر بزنم.شماهم اگه آپ کردین میتونید خبر بدین. احتمالا بهتون سربزنم. من به بیشتر لینکهام سر زدم و دیدم که بعضیها وبلاگم رو از تو ی لینکهاشون حذف کردن. منم حذفشون کردم. لطفا ناراحت نشن ، چون وقتی منم دیدم که منو حذف کردین ناراحت شدم!(گفته بودم که منو حذف نکنین ) خوب مهم نیست! فاطیما وبت رو خودت حذف کردی یا ادرست تغییر کرده؟ خیلی ناراحت شدم که حذف شده . اگه به وبلاگم سر زدی حتما یه خبر بده ... ممنون فعلا... سلام! هر وقت وقت کردم میام اینجا رو تمیز میکنم.. خیلی کثیف شده! سرعت اینترنت هم کمه و فعلا اینترنتمون وصل نیست ... یه عالمه هم نظرای تایید نشده هست که بعضیا ر ومیشناسم و بیشترش رو هم نه... ! به نام خدا سلااااام.. من اومدمـ.. خوبـ چه خبرر ؟ خوبـ میخوام از امروز بنویسمـ که تو مدرسهـ چیکار کردیم ؟ امروز زنگـــ اول ورزش داشتیمـ/ رفتیم توی حیاطـ و اولش نرمش کردیمـ بعد هم دیگهـ هرکیـ هرکار میخواستـ میکرد ( اره دیگهـ معلم ورزش ما اینطوریه ما والیبال و وسطیـ بازی کردیم . زنگـــ تفریح که خورد رفتیم تو کلاس زبان فارسیـ داشتیم.. من دفترم رو یادمـ رفتهـ بود بیارم خورد دفتر ریاضیـ دوستم رو گرفتمـ چن 2 صفحه بیشتر توش ننوشته بود سریع با خط تند تند نوشتمـ ( نمیدونید چه قدر زشت شد ) خانوم هم که اومد درس دادو بعد درس هم گفت که خود ازماییها رو تو دفتر بنویسین هرکیـ تا اخر زنگـــــــ تموم کرد 2 نمره میگیره من دوبارهـ تو دفتر ریاضی دوستمـ نوشتم و بردم نشون دادم و 2 نمره رو گرفتمــ.. زنگـ آخرم بیکار بودیم.!!! اینجا هرسال به مناسبتـ ولادتـ حضرت معصومه و امام رضا نمایشگاه میزنن شنبهـ از طرفـ مدرسه میریم... بنام خدا سلاااام... من اومدم .. خوشحال شدید نه ؟؟ (میدونستمـ) خوبـ اول از هر چیز بازشدن مدرسهـ ها رو تبریکـ میگم.. امیدوارمـ بهتون خوش بگذرهـ.. سهـ روز از باز شدن مدرسه ها میگذره و من اومدم که خاطرات این سه روز رو بگم ! روز اول ما بعد از ظهری بودم.. اینم بگم که من امسال رفتمـ اول دبیرستان ! البتهـ فکر کنم همه بدونین دیگهـــ رفتم دم در مدرسهـ که رسیدم یکی از دوستامودیدم سلامـ کردیم و اینا (آخهـ من همون مدرسه ای که راهنمایی میرفتم میرم ..شیفت دبیرستان مدرسمون هم دبیرستان دارهـ هم راهنمایی) و بیشتر دوستام بیان همینـ مدرسهـ.. و خوبهـ که امسال هم با دوستام هستم.رفتیم توی مدرسه با هم و بقیه دوستامو دیدم.. وبعد گفت که کیا برن کلاس اول بـ و کیا برن اول الفـ ! من و دوستام البتهـ به جز 2 نفرشون کلاس اول بـ هستیم. رفتیم تو کلاس و بعد چن دقیقهـ معلم (شیمی ) اومد و سریع درس داد .. زنگـ بعدی هم معلم (مطالعاتـ اجتماعی ) اومد ایشونم درس دادن .. زنگـ بعدی که زنگـ سوم بود بیکاری داشتیم و نشستیمـ حرفــــ زدیم.:) ساعت یکربـ به 6 هم زنگمون خورد و اومدیم خونهـ روز بعدش زنگـ اول ادبیات داشتیم که درس داد وشعر معنی کرد، و دو زنگـ آخر هم معلم عربی و دینی نیومدن و ما بیکار بودیمــــ !! هه هه امروز هم که سومین روزهـ رفتیم مدرسهـ زنگ اول دینی داشتیم که بعد از اینکهـ صحبت کرد درس داد زنگ بعدی زیست بود که اونم درس داد از معلم زیست خوشم اومد ! زنگـ بعدی هم که زبان داشتیم معلم نیومد سر کلاس و ما بیکار بودیم.. سه روزه داریم میریم مدرسه 4 سات بیکار بودیم. دختر داییم اول دبیرستانه همسن منه میره یه مدرسهـ دیگهـ 5 شنبه ها تعطیله! ولی روزای زوج باید تا ساعت 2 مدرسهـ بمونهـ... فردا ما درس فیزیک ریاضی مطالعات و شیمی داریم. باید شیمی و مطالعات بخونیم که من نخوندم(هه ) فرداظهری ام میخونم. (اهه فکر کردی من تنبلم.. نه خیر.!!) من دیگه برم. ________________________________________________________________ مهم نوشتم : ببخشید که بهتون سر نزدم ولی نظراتتون همه رو خوندم.. مهم نوشت 2:ناراحت نشین اگهـ سر نزدم خودتون کهـ میدونین مدرسه ها شروع شدهـ کم میام.. مهم نوشت 3:اگهـ وقت کردم بعضیا رو برای آپم خبر میکنم ..بازمـ ببخشید. مهم نوشت 4: همین دیگهـ ___________________________________________________ بعدا نوشتم: من فقط پنج شنبه ها اگهـبتونم بهـ وبم سرمیزنم و نظراتتون رو میخونم و اگهـ خواستم آپـــ میکنم .. از این بهـ بعد نمیتونم کسی رو برای آپهامـ خبر کنم.








)
( خودازماییها رو باید تو دفتر مینوشتیمـ)زنگـ کهـ 
![]()



.بعدش رفتیم توی نماز خونهـ مدرسه و مدیر اومد برامون صحبت کرد ...
بلهـ
/(2322).gif)

| Design By : Night Melody |

