رنگین کمون...

گاهی در میان تپش های تند زندگی یک نام معجزه می کند...

مسافرت

سلام دوستای خوبم

 اخ جون اخ جون می خوایم بریم مسافرت     

می خوایم بریم شمال خونه ی خالم خیلی هم خوشحالم اخه وقتی بریم اونجا با متین جون حسابی بازی می کنم و بهمون خیلی خوش می گذره واسش کادو هم گرفتم امیدوارم که خوشش بیاد متین پسر خالمه ۶ سالشه و امسال میره کودکستان . واسه ی دختر خالم هم یه چیز خوب گرفتم امیدوارم که اون هم خوشش بیادامشب ساعت ۱۰ قرار بریم و دیگه من هم نمی تونم فلا از

اونجا چیزی بنویسم چون قراره به همه فامیلها هم سر بزنیم و فکر کنم تو یه هفته وقت کم هم بیاریم.

فعلا خداحافظ یه هفته دیگه می بینمتون.  

  
نویسنده : پریسا ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۳۱
تگ ها :