رنگین کمون...

گاهی در میان تپش های تند زندگی یک نام معجزه می کند...

 

 به نام خدا

سلام سلام صد تا سلام

حالتون خوبه خوشید سلامتید ؟

چه خبرا ؟ بادرسا

ما که امتحان های میان ترممون هنوز شروع نشده !

اول مسابقه علمی رو میدیم و بعد  میان ترم

ولی حالا امتحان و مشق و درس رو ول کن مطلب پایین رو بچسب

                                امــــــــــــــــــتحان املاء

بیچاره نرگس زار زار گریه میکرد و میگفت :((ای خوش نویس های

عالم مرا ببخشید به خدا من شمارا دوست دارم دیگر هم از این کارها نمیکنم .))

گفتم :((نرگس چی شده ؟چرا اینجوری ،گریه میکنی ؟))

نرگس با بغض گفت :((مجبور شدم توی امتحان املاءخوش نویس

 هارا جدا از هم بنویسم .  به خدا تقصیر خودم نبود . اگر روی هم مینویشتم ،

خانم معلم غلط میگریفت و نمره ام کم میشد .ای خوشن نویس های عالم

من دوست ندارم شما از هم جدا باشید تقصیر خانم معلم است که میگوید :((

شمارا از هم جدا بنویسم .))

اما نرگس در خانه ،برای خودش خوشنویسها را روی هم مینوشت !

   

  
نویسنده : پریسا ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩
تگ ها :