رنگین کمون...

گاهی در میان تپش های تند زندگی یک نام معجزه می کند...

خورشید خانم دراومد ،بایک سبد دراومد ،تاشب نکرده ها شو ،بچه ها بیان تماشا

 به نام خدا

سلام دوستای خوبم

حالتون خوبه ؟

نمیدونم چی بنویسم

فقط یه مطلب دارم که اون هم از خودمه !

میخواستم به خورشید بگویم :((

که ای بی معرفت چی میشد یه خورده دیر تر توآسمون طلوعکنی !

الهی که یک روز خودت از خواب دیر بیدار شی وخدا گناه برایت بنویسد

آخه چی میشه که ساعت ۱۰ صبح بیای تو آسمون !

هم خودت یه خورده بیشتر میخوابی و هم میذاری ما بخوابیم

کاش یه خورده دیر تر طلوع میکردی تا بچه ها (خودم ) دیر به مدرسه

نرسند

خورشید خانم کاش حرفهامو میشنیدی تا من اینقدر غصه نخورم

کاش........

  

نویسنده : پریسا ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠
تگ ها :