رنگین کمون...

گاهی در میان تپش های تند زندگی یک نام معجزه می کند...

کلاس تابستونی

به نام خداوند جان آفرين  ؛  حکيم سخن بر زبان آفرين

سلام دوست جونا  

خوبيد ؟ چه خبرا  

من امروز خيلی خوشحالم  

چون امروز به کلاس سفالگری رفتم  

خيلی خوش گذشت    جاتون واقعا خالی !  

اولش گٍل  رو ورز داديم . از وسط نصفش کرديم  

بعدش گٍل رو به شکل دايره درست کرديم  

دايره رو باز کرديم يه قاب خيلی خوشگل  که روش

رو باگُل تزيين کردیم درست شد  

بعدش دستگاه سفالگری  رو روشن کرديم  

اونوقت خانممون يکی يکی صدا زد که بيايم  و کوزه

درست کنيم  دومين نفر هم منو صدا کرد  

خيلی حال داد  ( مخصوصا وقتی که بيشتر ازگل

استفاده کرديم )

وقتی که کارم تموم شد با يه چاقو قسمتی رو که کوزه

درست شده بود بريديم .  

رفتيم دستامونو شستيم و گذاشتيم که کوزه ها خشک

بشن  

خلاصه امروز خيلی به من گذشت  

هر هفته دوشنبه ها ساعت ۸ صبح تا ۱۱ و ۳۰ دقيقه

تازه زنگ تفريح هم داشتيم. 

 

  
نویسنده : پریسا ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٤
تگ ها :