رنگین کمون...

گاهی در میان تپش های تند زندگی یک نام معجزه می کند...

بهترین روزی که ... در مدرسه برایم خوب بود ( چه ادبی !! )

ای نام تو بهترین سراغاز             بی نام تو نام کی کنم باز

ای یاد تو مونس روانم                 جزء نام تو نیست برزبان

سلام سلام سلام هزار تا سلام 

خوبید ؟ خوشید ؟ در سلامتی کامل به سر میبرید ؟ هو ؟

ز نگ اول :

خانممون که از در وارد شد یه پلاستیک دستش بود که همه ی ورقای

امتحانی رو گذاشته بود .اما زنگ اول نداد و گفتش که هموتون امتحاناتونو

خراب کردید .( یعنی گند زدیم ) وقتی اینو گفت من اینقدر ترسیده بودم

 و قلبم تند و تند میزد ولی زنگ اول نداد !

زنگ دوم : اولش ورزقهارو داد . باورتون میشه بیشتر تک اورده بودن .

البته هم چین امتحان سختی نبود .

 وقتی امتحانای تاریخ و مدنی رو نمره هاشو خوند .

گفت : پریسا 20  میخواستم از خوشحالی پر بزنم .

( البته برای من زیاد اهمیتی نداره چون بیشتر نمره هام بیسته به خاطر همین )

باورتون میشه بالاترین نمره ی کلا س 20 بود که اونم فقط من شدم .

وبعدم سراغ ریاضی ها رفتیم  ریاضی هم نمره های بچه ها تک بود  

منم حالا فک میکردم که 15 ، 16 و 14 میشم  ولی وقتی نمره ها رو خوند ....

یوهووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

بازم بالاترین نمره ی کلاس من بودم . خوادهش میکنم دست بزنید به افتخارم !

متشکرم  دیگه بسه دیگه دستتون خسته شد

بازم ممنون نمره ی من ۱۹ و نیم شده بود  یوهووووووووووووووووووو  

 باورم نمیشه حتی شاگردایی هم که زرنگ بودن

۱۴ اورده بودند . ولی من چون دختر مودب ؛ تمیز ، باادب و درسخونی هستم

حالا قراره دوباره از بچه ها امتحان بگیره چون نیس همه گند زدن رفت .

به نظرتون من بدم یا نه ؟ گفت شما دوس دارین ندین !

منکه خودم حوصله دوباره خوندن ریاضی رو ندادم باور میکنین همین رو هم به زور

دادم.  

زنگ بعدی که ساعت ۱۰ و نیم شد مانور زلزله  داشتیم . خدایا من از اسم

زلزله هم وحشت دارم چه برسه به اینکه بخواد دیگه کلا بیاید وای نه !

بعد که زنگ خورد همه رفتیم زیر میز بعدش که اومدیم بالا خانم پرورشیی اومد و

گفت : دوباره پناه ببرید به جاهای امن و عکس گرفت .

دوستان ! سرتون رو درد اوردم ؟

بای بای

  
نویسنده : پریسا ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۸
تگ ها :