رنگین کمون...

گاهی در میان تپش های تند زندگی یک نام معجزه می کند...

کاش...

به نام یگانه بخشنده و مهربون

سلامی تابستانی با گرمای تابستون و افتاب شدید و کولر و پنکه  لبخند

چطور مطورید ؟

خوفید ؟

اوضاع رو به راهه ؟

رو به راه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب من اصلا نمیدونم اپ امروز چیه و چی میخوام بنویسم

اصلا نمیدونم براچی میخوام بنویسم ؟ 

چرا میخوام بنویسم ؟ بنویسم ؟ ننویسم ؟

خوب اگه بنویسم چی بنویسم ؟

اصلا من براچی وبلاگ مینویسم ؟  وبلاگ چیه ؟

اصلا امروز اپ بکنم یا نکنم ؟

به نظرتون من چی کار کنم ؟ وای وای

داره اون دوره میرسه که پریسا جون دیگه مطلب نداره

شما یخورده مطلب میدید .

کاش مدرسه میرفتیم . اونوقت بیشتر موقع

که مطلب نداشتم خاطره مدرسه مینوشتم  

کاش کلاس تابستونی میرفتم ...... شما کلاس تابستونی رفتید ؟

منکه وقتشو ندارم (کلاس بذارم ) اخه فامیلامون اومدن .......

کاش زودتر مدسه ها شروع بشه .

خیلی دلم میخواد برم کلاس اول راهنماییییییییییییییییییییییییییییییd

کاش امروز تولدم بود . اونوقت حوصلم سر نرفته بود .

من حوصلم سر رفتهههههههههههههههههههههههههه .

خدا خدا خدا خسته شدم

کاش زمستون بود اونوقت میرفتیم برف بازی 

کاش الان .........................

کاش دوستام گلاشونو به من  بیشتر کنند . من گنا ه دالممممم کوچولویم

کاش دوستام بتونند منو را هنمایی کنند .

تورو خدا یه راهنمایییییییییی "( کلاس اول راهنماییییییییی‌)

کاش من یه مطلب پیدا کنم و برای اپ بعدی بنویسم .  

کاش دوستا م وقتی میان وبلاگم مطلبارو تا اخر بخونند

حالا شما دوستان توی قسمت نظرا چندتا ای کاش دیگه یا چند تا

کاش دیگه اضافه کنید چشمک

 

 

 

  
نویسنده : پریسا ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٦
تگ ها :