عروسی

عروسیـــــــــــــــــــــــــــــــه !

هورااااااااااااااااا

اون سه شبی رو که ساعت 11 شب با مامان و خاله و فریده

و سروش کوچولو رفتیم بیرون و یادم نمیره !

سروش کوچولو تو کالسکه بود و ما کل خیابون و دور میزدیم و با کلی خرید ساعت

1 شب برمیگشتیم خونه! خوب رفته بودیم خرید عروسی دیگه!

/ 8 نظر / 24 بازدید

ای جااان ، چه پست نازی :)) [بغل] دقیقا مثل من منم اون شبی رو که از صبح تا شب برای خرید عروسی خاله ام بود رو یادم نمیره[پلک]

الهه

ای جااان ، چه پست نازی :)) [بغل] دقیقا مثل من منم اون شبی رو که از صبح تا شب برای خرید عروسی خاله ام بود رو یادم نمیره[پلک]

شارژآل

با عرض سلام و وقت بخیر همکار گرامی؛ شما به عنوان یکی از دارندگان 500وبلاگ برتر مد نظر شرکت ما مبنی بر ایجاد فروشگاه کارت شارژ انتخاب شده اید. این شرکت یکی از بزرگترین شرکت های فروش کارت شارژ در اینترنت می باشد که با دعوت از وبلاگ نویسان کوشا و با پشتکار و در اختیار گذاشتن یک فروشگاه کارت شارژ مستقل به مدیران وبلاگ ها این امکان را فراهم می آورد که با فروش هر کارت شارژ در سود فروش آن ها سهیم باشند.قابل ذکر است که تمامی کارت شارژ های موجود در این شرکت در اختیار شما قرار می گیرد و شما با فروش هر کارت شارژ در فروشگاه خود می توانید اقدام به کسب درآمد نمایید. جهت اطلاعات بیشتر و همچنین مشاهده یک فروشگاه تست هر چه زودتر به سایت ما مراجعه فرمایید. با آرزوی موفقیت و شاد کامی از خداوند منان برای شما.

نرگس

راستی ب شما کی زنگ زدن؟ تا جایی که ما خونه بودیم به ما زنگ نزدن:( :*****************

نرگس

خو پس اگه دادی نیومده دوباره بفرست لطفا.. خو مگه اینکه فردا بزنن[نیشخند]!!

نرگس

راستی اگه فردا من و دیدی که اصن حرف نمیزنم تعجب نکنیا[نیشخند] کلا هنگم اون موقع.. از من گفتن بود[زبان]

نرگس

راستی پریسام.. یک عاااااااااااااااااااااالمه ممنون بابت راهنمایی های خوبت.. البته ببخشید دیشب یکم عصبانی بودم، بد بیان کردم پستو..;)

النا

باتبادل لینک موافقی؟