یک چنار پُر سار ...

گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسبانید...

شوق می آمد، دست در گردن حس می انداخت.

فکر،بازی میکرد...

زندگی چیزی بود ، مثل یک بارش عید ، یک چنار پر سار...

پ ن : چیزای خوشگلی با این کامواها درست میشه ...!لبخند

/ 4 نظر / 28 بازدید
meli

سلام عزیزم اره چیزای زیادی درست میشه اما فقط به دست یه هنرمندی مثل پریسا جون خووووووووودم بوووووووووووس مرسی فراموشم نکردی اپم مهربون[بغل][ماچ]

جمیله

سـَر نـِمیـزَنیــآآآآ دُختـَره! چـِهـِل تیکـَت چـی شـُد؟! عـَسکـِشـو بـِذآر!

ساره دخترافغان

سلیقت حرف نداره پریسا کلی حس خوب بم دست میده میام اینجا [لبخند]