نقاش و پرنده

                                              نقاش گفت : میخواهم عمر دراز درخت را بکشم .

پرنده گفت 16_8_101.gif: بعدا با نقاشی ات چه میکنی ؟

نقاش گفت :شاید انرا به کسی هدیه بدهم . 29_4_28.gif

پرنده گفت :اوبا ان چه میکند ؟

نقاش گفت :او نقاشی را روی دیوار خانه اش میزند .

پرنده گفت : نقاشی همیشه روی ان دیوار میماند ؟

نقاش گفت : شاید روزی اوهم نقاشی را به دوستی هدیه بدهد .

پرنده گفت : پس درخت من به سفر میرود .16_4_17.gif

نقاش خندید 29_1_9.gifو گفت :نقاشی به سفر میرود ومردمی

دور از این درخت و باغ را به اینجا می اورد .

پرنده گت : من هم دوست دارم با درختم به سفر بروم .

نقاش فکری کرد و گفت : باشد ،پس ارام بنشین .

 پرنده لحظه اینشست و ناگهان گفت :صبر کن ............

ادامه دارد.....

شمافکرمیکنین چه اتفاقی می افته ؟؟؟؟؟؟

2hhekvl.gif

 

/ 7 نظر / 16 بازدید
علی

نميتونم حدس بزنم اما اما فکر ميکنم هر چی باشه قشنگه چرا ؟ چون تو هميشه قشنگ مينويسی

حامد

سلام مطلب قشنگی بود منتظر ادامه داستان هستم در خواب ناز بودم شبي... .ديدم كسي در ميزند... در را گشودم روي او... ديدم غم است در ميزند.... اي دوستان بي وفا... از غم بياموزيد وفا.... غم با همه بيگانگي.... هر شب به من سر ميزند به روزم

محدثه روحي نژاد

به نظر من پيغام عشق ودوستي به همراه پرنده و به كمك نقاش بين تمام مردم دهان به دهان منتقل مي شود تا مهر ومحبت سبب دوستي بيشتر مردم شود.

آباجی

سلام کوچولوی من خيلی قشنگ بود . من نميتونم حدس بزنم اما منتظر ميمونم تا تو ادامشو بنويسی

ياسمنگولی

سلام عزييييييزم من فکر کنم نقاش رفت تفنگ دو لول بلژيکی خود را بياورد و پرنده را شکار کند توللم بود اما پیشم نیومدی اشکال نداره کادوی تولدم رو هر وقت بدی قبوله بوس بوس ما را عفو بفرمایید اگر بی معرفت شدیم و به شما سر نزدیم باور بفرمایید این امتحانات برای ما فرصت آبنبات چوبی خوردن هم نگذاشته

حامد

ادامه داستان رو کی مينويسی دلم آب شد پرنده قشنگ چی شد؟ با خط قشنگت ادامه داستان رو بنویس دوست دارم بدونم چی میشه بای